چهار گروه پول ساز
آموزش کسب و کار, مقالات

افسانه کارآفرینی و چهار گروه پول ساز

1

ویژگی روحی و رفتاری چهار گروه پول ساز


کارمندان و کارگران :

پول خود را از طریق کار کردن برای کارفرمایان به دست می آورند .
لذا پول دریافتی بسیار کم می باشد، و دغدغه اصلی آنها امنیت شغلی می باشد.

استاد کاران :

آنها نیز پول زیادی دریافت نمی کنند، آنها از سپردن کار به دست دیگران امتناع می ورزند.

کارآفرینان :

پول زیادی کسب می کنند و از افراد دو گروه قبل به خوبی استفاده می کنند کار اصلی آنها مدیریت افراد در کسب و کار می باشد.

سرمایه گذاران :

آنها پول خود را از طریق سرمایه گذاریهای مختلف بدست می آورند.
در این  گروه پول به خوبی برای آنها کار می کند.

تفاوت عمده چهار گروه پول ساز

دو گروه اول با دو گروه دوم در این است که دو گروه اول برای بدست آوردن پول به سختی کار می کنند.
و از کم بود وقت در رنج هستند و می گویند “کاش وقت بیشتری داشتیم تا باز هم کار می کردیم” .
ولی کارآفرینان و سر مایه گذاران پول برای آنها کار می کند و آنها به خوبی پول شان را به جریان می اندازند.
به طوری که پول برای آنها پول می آورد.
آنها اوقات فراغت زیادی دارند و در حالی که در مسافرت و خوشگذرانی هستند باز هم پولدار و پولدارتر می شوند.
اگر شخصی ویژگیهای چهار گروه را بداند و مهارت های لازم را داشته باشد می تواند در هر چهار گروه مشغول به کار شود.
مثلا یک معلم را در نظر بگیرید علاوه بر این که او در گروه کارمندان است.
می تواند عصر ها یا وقت بیکاری به یک آموزشگاه رفته و تدریس کند به این ترتیب وارد گروه استاد کاران شود.
او همچنین می تواند یک آموزشگاه تاسیس کند و با به کارگیری چندین معلم و مدیریت  بر آنها به گروه  کارآفریتان  بپیوندد
همچنین او می تواند با خرید مکان آموزشگاه به گروه سرمایه گذاران نیز بپیوندد.
این نشان می دهد که هر کدام از ما می توانیم هم زمان در جاهای مختلف کار کنیم وکسب درآمد کنیم.
این جا لازم است ذکر شود  استعدادها و مهارت ها هستند که  مشخص می کندد که در کدام گروه می توانیم  بهتر کار کنیم.
و در کدام گروه نباید وارد شویم.
چون هر یک از این گروها تاثیر مستقیم بر نوع علایق و انتخاب ها ی ما دارد چه بسا بسیاری از افراد دوست دارند کارمند باشند
در حالی عده ای  از آن بیزارند.
کسانی دوست دارند صاحب شرکت شوند و آن را مدیریت کنند، این در حالی است که عده ای از آن بیزارند .
عده ای دوست دارند که سرمایه گذاری کنند، و این در حالی است که عده ای آن را پر خطر دانسته و ریسک پذیر نیستند و از آن دوری می کنند.
به طور کلی این ارزش های درونی و طرز تفکر ما  می باشد که مشخص می کند در چه کاری استعداد و مهارت داریم و می توانیم در آن زمینه موفق باشیم.
گاها دیده شده عده ای از گروه خود خسته وقصد رفتن به گروه دیگر را دارند.
حال اگر آنها ویژگیها و روحیات گروه مقصد را ندانند و آشنا نباشند دچار مشکل می شوند .
مثلا : فرد کارگری را در نظر بگیرید که در پخت شیرینی علاقه و مهارت زیادی دارد و برای یک قنادی شیرینی می پزد.
روزی با خودش فکر می کند که بهتر است که به گروه استاد کاران بپیوندد و مستقل شود.
او با خود می گوید چرا باید برای کس دیگری کار کنم .
حال آن که  من بیشتر از او میدانم ، اگر من نبودم او به این  جا نمی رسید .
و قصد می کند به گروه استاد کاران برود.
لذا او با پس انداز خود و گرفتن  وام از بانک به گروه استاد کاران می پیوندد .
او مغازه خودش را افتتاح می کند.
مغازی بسیار شیک با ویترینی زیبا ،کف مغازه تمام چوب از نوع اعلا ، یخچال ها و فریزرهای گران قیمت او خوشحال از این که خود را از گروه کارگران جدا کرده است.
لذا  او صبح ها ساعت سه بامداد از خواب بیدار می شود، تا برای مغازه خود شیرینی پخت کند و ساعت هشت صبح مغازه را باز می کند .
از آنجایی که در گروه استاد کاران بنابر این است که خودشان همه کارها را خودشان انجام دهند .
لذا او خود باید هم شیرینی تهیه کند و هم مغازه دار باشد.
و هم به سایر امور از قبیل حسابرسی مغازه، نظافت مغازه، جواب مشتریان، کارهای بانکی، تهیه مواد برای پخت شیرینی .و….بپردازد.
او مدت زیادی دوام نخواهد آورد و به زودی به اشتباه خود پی خواهد برد.
زیرا او سخت ترین گروه را انتخاب کرده است و دلیل آن این است که او هم باید مدیر خودش وهم کارگر خودش باشد.
هم باید به عنوان مدیر تلاش کند و هم به عنوان کارگر.
و این اشتباهی است که اکثر مردم می کنند.
او تصممم می گیرد به ناچار به  گروه کارآفرینان بپیوندد.
لذا او باید به فنون مدیریت و سپردن کار به دست دیگران آشنا باشد، و با مدیریت درست بتواند کسب وکار خود را حفظ کند.
او ناچارا با استخدام چندین فروشنده وخدماتی سعی می کند کسب وکار خود را حفظ کند.
و با مدیریت کسب وکار خود که دوران ابتدایی وطفولیت را می گذراند  آن  را نجات دهد.
او تمام وقت خود را صرف مدیریت می کند؛  در حالی که از مدیریت چیز زیادی نمی داند.
او از سیستم ونحوه طراحی سیستم که لازمه کسب وکار مدرن امروزی است چیزی نمی داند.
به زودی کسب وکار او دچار آشفتگی می شود.
دخل وخرج او به هم نمی خواند .
او که به امید سود آمده بود اکنون ضرر و خسارت نصیبش شده.
او دیگر وقت پخت شیرینی را ندارد.
بنابر این او شخصی را استخدام می کند تا برای مغازه او شیرینی بپزد.
مدتها  می گذرد کار او روز به روز سخت وسخت تر می شود .
او روزی را به یاد میاورد که به خاطر تخصص و علاقه اش در پخت شیرینی به مغازه داری روی آورده بود.
در حالی که تخصص او دیگر بدرد او نمی خورد،  و او باید دانش مدیریت کسب وکار را  که هیچ علاقه ای به آن نداشته را بیا موزد.
در حالی که در این مورد هیچ علاقه ای در وی وجود  ندارد .
واین بلایی است که سر اکثر کسب وکارها در ایران می اید .
مطمعنا شما از این نوع مغازه ها زیاد دیده اید که حداکثر چند سال بیشتر دوام نمی آورند.

 

مطالب مرتبط

یک دیدگاه

  1. اقا رضا ۱۳۹۶-۰۳-۰۹ در ۵:۱۵ قبل از ظهر -  پاسخ دادن

    سلام امید وارم که هرجا هستین تنتون سلامت باش و هرچی از خدا میخوتین بهتون بده.من امشب بصورت تصادفی با شما اشنا شدم و به جرءت میگم شاید تویه 5 تا مقاله اولی ک خوندم تجربه چند ساله بدست اوردم.البته اگ چشمام یاری میکرد تا صبح میخوندم…اما هم خدارو شکر میکنم کهبا شما اشنام کرد هم از شما قدر دانم.بقول امروزیا( مرسی که هستین)

ارسال پاسخ

ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود. موارد مورد نیاز علامتگذاری شده است *

آدرس پست الکترونیکی maktabnovin@gmail.com



خبرنامه

به راحتی تمامی آموزش های ما را در اینباکس ایمیلتان دریافت کنید

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و هر گونه کپی برداری با ذکر نام سایت مجاز می باشد.

قابل توجه نویسندگان، مترجمان و مسئولین انتشراتی که کتاب های آن ها در این سایت قرار دارد
در سایت مکتب نوین کتاب‌های صوتی و الکترونیکی که به صورت رایگان ارائه شده سعی و تلاش شده تا حد امکان قوانین کپی رایت رعایت شود

با این حال مسئولین محترم انتشاراتی که کتاب ‌صوتی و الکترونیکی شده‌ی انتشاراتشان را در این سایت مشاهده کرده‌اند و نظر مساعدی نسبت به قرار داشتن کتابشان در این سایت ندارند کافی است با ارسال ایمیل درخواست حذف کتاب را اعلام نمایند.

آدرس پست الکترونیکی maktabnovin@gmail.com